۱۳۸۷ مهر ۲۱, یکشنبه

یک ذهن درخشان- بخش نخست

با این که مقام معظم هودری فرموده اند که دیگر مخاطبشون تبعیدیهای خارج نشین (شایدم خارج نشینهای تبعیدی) نیست. فکر میکنم که باید با ایشان اندکی گفتمان کرد.
دلایل زیر را برای این گفته ام برمیشمارم:
  • اول این که کرم از خود درخته. من هم مانند بسیاری دیگه، خیلی از حرفهای این برادر تازه مسلمان(تهمت نمیزنم باباجان. داریم شوخی میکنیم. جدی نگیری یک وقت) باعث آمپر چسباندن من میشه. گاهی براش کامنتی میذارم یا در بالاترین خدمتش میرسم. اما یا نمیبینه که درست حسابی جواب بده و یا جواباش منو قانع نمیکنه و یا اونقدر نمیتونم واضح منظورم رو بیان کنم. چرا که اصولا کامنت دونی یک بلاگ یا حتی بالاترین توانایی تبدیل به یک جایگاه بحث و گفتگوی حسابی را ندارد.
  • دویما هم باید عرض کنم که عقیده دارم حسین درخشان آینه ای از بسیاری از رفتارها و کردارهای ما ایرانیان و شاید هم بسیاری انسانهای دیگر در این کره خاکی باشد. او با وجود این که در این سالیان و در بسیاری موارد نظریات و تئوریهایش 180 درجه با قبل فرق کرده، اما خود را مرکز دایره امکان میداند، دانش و بینش خود را از همه بالاتر میداند و هرکس با او هم نظر نباشد خائن، نادان، نفهم، دیوث، جاکش، رذل و ... است. نه! من مشکلی با فحش دادن به کسی ندارم. اما این که به صرف این که کسی با ما نباشد، ابلیس مجسم است و باید او را لجن مال کرد توی کتم نمیرود.
  • سیوما باید بگم که از دیدگاه هودر، هرکس با نظام مورد علاقه اش مخالف است لزوما یک تبعیدی برانداز است و نوکر آمریکا. به بقیه کاری ندارم. اما من که در این لیست نمیگنجم (میدونم ااین به نوعی تکرار دومی بود)
  • چهارم این که عادت این دوستمون اینه که لزوما نظراتش رو به عنوان نظرات اکثریت جامعه ایرانی داخل قلمداد میکنه، مثل خیلیهای دیگه از ما که به جای این که از طرف خودمون حرف بزنیم سعی میکنیم به نمایندگی از یک گروه (که هنوز به ما نمایندگی نداده) حرف بزنیم. هودر همیشه سعی کرده هرکس باهاش مخالف بوده رو با این حربه بکوبه. به همین روی در این بحث من به نمایندگی خودم حرف میزنم و کاری به کس دیگه ای ندارم
  • پنجم، اغراق هودر در نظریات و مرادهایش است. یک روز فوکو خداوندگار اوست، یک روز ادوارد سعید، یک روز دریدا. یک روز پست کلنیالیسم ورد زبانش است و یک روز اورینتالیسم. این مثل بچه هایی است که تازه در مدرسه یک چیزی یاد میگیرند و هی سعی میکنند جلوی بزرگترها با تکرار آن جلب توجه کنند.
  • پنجم این که هودر(مثل خیلی از ما) فکر میکنه با چهار تا اسم قلمبه سلمبه آوردن برای خواننده ای که لزوما نمیداند معنی آنها چیست (مثل خودم) میتونه نظریات خودش رو تثبیت کنه. من در این بحث به خاطر این که سواد این چیزا رو ندارم سعی میکنم با زبان ساده (زبان احمدی نژاد) به این بحث بپردازم. من نه روشنفکرم و نه زبان روشنفکری بلدم. یک آدم ساده ام که مختصری از دنیا و مافیها میدونم. ادعایی هم ندارم که همه چیز رو میدونم. غرور هودری هم ندارم
به هر حال با این توضیحات دست و پاشکسته امیدوارم خودش و دیگران متوجه موضع من شده باشند.

فعلا والسلام تا ببینم بعدا چی به این قلم (یا کی برد) نازل میشه.