اول از همه باید بگم که اسمی که برای اینجا گذاشتم هیچ دخلی به اینجانب نداره. چرا که نه پاریسش به من ربط داره و نه پاریز(قابل توجه امت شایعه ساز و برادران فیل تر باز). من به عمرم فقط یک بار پاریس رو دیدم و تا حالا هم سعادت زیارت پاریز را نداشتم. این اسم رو به دو دلیل انتخاب کردم. یکی این که راحت بشه حفظش کرد و دلیل دومش هم اینه که برخلاف استاد باستانی پاریزی که از پاریزآغاز کرد و به پاریس رسید، من از اینجا(جایی در خارج از ایران) شروع میکنم و نگاهی به میهن و اهالی سابق و فعلیش دارم.
به خاطر علاقه ای که به اظهار فضل(و شایدم اظهار فضله) در بسیاری امور را دارم، در اینجا یحتمل به خیلی افراد و موضوعات خواهم پرداخت. هدفم هم انگولک کردن آنها با صدای بلند است. یحتمل به این علت این کار رو میکنم که در جمع دوستان و آشنایان خیلی مجالی برای این امر نبوده. نه این که تحویلم نگیرند. ولی به قولی از بس گیر میدهم که به گند میکشانم. نتیجتا اینجا به امت همیشه در صحنه(و پشت صحنه) گیر میدهیم که هم خدا راضی باشد و هم بنده اش.
ضمنا باید خدمت جمیع برادران و خواهران عرض کنم که گیر دادنهای ما با مال تبعیدیهای نسبتا عصبانی و کاملا عصبانی تومنی هفت صنار توفیر دارد. ما مثل بعضیها به خاطر این که عده ای از جوانان "غذای دست دویم زیادی خورده اند" سرمان را زیر لحاف ایشان نمیکنیم و احساس "خودباحال بینی مزمن" ازگیر دادن بهمان دست نمیدهد(دور از جون بعضیها). به موقعش به دوستان عصبانی نیز میپردازیم. گاماس گاماس...
توضیح 1: خدمت دوستان رسیدن اگر به قصد قربت باشد، مستحب موکد است
توضیح 2: بنده مخلص تبعیدیهای نسبتا و کاملا عصبانی نیز هستم
توضیح3: عبارات بالا به این معنا نیست که بنده برنامه ای برای متبرک ساختن دوستان را دارم. بلکه هر زمان که احساس کنم که درصورت حرف نزدن عقده ای میشوم، فرمایشهای "گهربار" (و شاید هم گه هر بار) خود را در این دفتر می آورم
توضیح4: فعلا خسته شدم. یاشه تا بعد.
الخ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر